خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیماولین بار بود که چهارتایی آمدیم مشهد.سفری که مدتها انتظارش را کشیده بودیم.خب بخاطر شرایط اقتصادی محل اقامتمان خیلی دور از حرم بود. چند ده متر راه میرفتیم میرسیدیم به بازار رضا و بعد کل مسافت بازار رضا را پیاده میرفتیم و میرسیدیم به حرم.با دو بچه مریض که توان راه رفتن نداشتن.کالسکه ای که چرخش خراب بود وتاکسی هایی که کرایه های گزاف میگرفتن ویه دل منتظر که اشتیاق داردحداقل به وقت سه اذان حرم باشد.همسر خیلی تلاش کردکه جای بهتری برایمان بگیرداما قیمتها برای ما بینهایت بالا بود.شب اول وقتی بچه هاخوابیدن آمدوکنارم نشست._خاجل خسته شدی. مطمئنی نمیخوای جامونو عوض کنیم؟در حالیکه کل بدنم ازخستگی راه و بی خوابی بخاطر مریضی بچه ها دردمیکندمیخندم و میگویم._بله عزیزم جا به این تمیزی و خوبی عالیه.+مسیرش دور نیست؟_نه خیلی خوبه.یذره دور که هست. اما من عاشق بازار دور حرمم. کیف میکنم تو این مسیر راه میرم خیالت تخت دوسش دارم.برای اینکه از رضایتم مطمئن شود.کمی دیوانه بازی چاشنی صحبتمان میکنم. محکم میبوسمش و دستان مردانه اش را در بین دستان نحیفم میگیرم و میگویم. خیلی ازت ممنونم که ما رو اوردی مشهد خیلی خوش گذشت.انگار که خیالش از بابت دل من راحت شده چشمهایش را میبندد و خسته تر از من می خوابد!من هستم.اتاق تاریک.بدن کوفته.لبخندی که روی لبهایم خشک شده.مگر دو سه روز چه ارزشی دارد که اعتراض کنم.ناخواسته گوشی اش را برمیدارم. صفحه اول سرچ گوگل «قیمت یک شب اقامت در هتل درویشی.».همان هتل معروف که یک ماه پیش آن فامیل نزدیک و چند ماه پیشتر آن دیگریشان آنجا بود.اشکم گلوپ میافتد.بمیرم برای دلش که فارغ از توانش میخواهد تمام گلچینها را برایمان جمع کند تا سفر بینهایت بهمان خوش بگذرد.اما شاید ند

برچسب: نویسنده: مهران قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:39

بسم الله الرحمن الرحیمامسال شب قدر منزل یکی از دوستان دعوت بودیم. جمعیتی از بانوان در سالن نشسته اند و یک صدا جوشن میخوانند:" یا نور النور یا منور النور یا.."من اما تو اتاقم کنار بچه های خودم و بچه های مردم که نگذارم مبادا بلندی صدایشان حال معنوی دیگران را برهم زند. بچه ها هر چند ثانیه یکبار صدایم میزنند:"خاله اینو ببین". "مامان اب بده". " خاله ریحانه عروسکو نمیده"."خاله این بچه کوچیکتو بگیر به وسایلمون دست میزنه"."مامان بیا بازی کنیم بیا دیگه".توپ می آورند برایشان پرتاب میکنم.ماشین می اورند برایشان هول میدهم.اسباب بازی خراب میکنند برایشان درست میکنم. با خنده هایشان میخندم و با گریه هایشان نازشان را میکشم و قربان صدقه شان می روم.اما از درون...به حال معنوی ادمهای بیرون از فضای اتاق غبطه میخورم.به صدای گریه هایشان. خوش به حالشان چه دلی دارن چه اشک هایی.چه اتصالی.افکار  شیطانی بظاهر الهی! می اید سراغم:" اگر این بچه ها بذارن تو یذره دعا بخونی مثل اونا.اصلا فهمیدی چجوری جوشن خوندی. حتی نفهمیدی چجور قران به سر گرفتی از بس چادرتو کشیدن.راستی درست شمردی؟ ده بار گفتی بک یا الله.کاش باباشون بود لاقل یکیشونو میگرفت."همهمه بچه ها آنقدر بالا می رود که دیگر هیچ صدایی از بیرون اتاق نمیشنوم.شیطان هم انگار موفق شده و مرا از درون عصبانی کرده.دوباره همان ندای شیطانی قویتر از دفعه قبل می آید سراغم: "بابا تموم شد شب قدر بدبخت یه گریه از ته دلم نکردی نذاشتن اصلا تمرکز کنی رو دعاهات همین شب که تقدیرتو میسازنا. دعواشون کن بذار یه جا ساکت بشینن تو هم با آرامش دعاتو بخون"ناخواسته دستانم را جلوی صورتم میگیرم و اشکم از تناقض حالات درونی ام سرازیر می شود.حالت بین عصبانیت، درماندگی، عط

برچسب: نویسنده: مهران قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:39

بسم اللهچندین و.چند سال قبل یکCDبین مردم پخش شد."معجزه قطرات آب" سمیناری بودکه دکترفرهنگ اونجاازتحقیقاتی که روی مولکول آب توسط ایموتوی ژاپنی انجام شده بودمیگفت.اینکه کلمات ماچه اثری روی آب میگذارن. کلمات خوب مولکول آب رو کریستالی و زیبا میکنند وکلمات زشت بدشکل، کدر و بینظم!دست ایموتو دردنکنه که تونست حرفی که قرآن و روایت میزنند رو مستندکنه.این تصویر آزمایشی هست که خودم انجام دادم. یک سیبه از وسط نصفش کردم.رویکی دعاخوندم ورواونیکی چندکلمه زشت.در شرایط کاملایکسانی گذاشتمشون.نتیجه رو میبینید.سیب سمت راست که دعایی بود کاملاسالم و سیب سمت چپ خراب شده و بو گرفته.نکته:من کاغذحرف خوب و بد روی سیب هانچسبوندم.فقط حرف خوب و بد رو گفتم و ردشدم! مواظب کاروحرفهایی باشیم که درمقابل بقیه انجام میدیم و ساده ازش رد میشیم.در رانندگی حرف بدمیزنیم.به بقیه نگاه چپ میکنیم..افکارمااعمال ماگفتارماشعوردارند!جان دارند!صورت و رنگ وبو دارند!اگرمیبینی هرکاری میکنیم بازم حالمون بدچون حال جهان بد.من روشما، متقابل شماروی من،ما روی همه انسانها، حیوانات و گیاهان واونها روی مااثر گذارند.يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِمیخوای مولکولهای عالم خوشگل بشه؟ میخوای حالت خوب شه؟ میخوای برای جهان مفید باشی؟ میخوای دنیا روازانتظار دربیاری؟ فقط و فقط خودتو خوب کن.همینکه تو خوب عمل کنی برای جهان بسه.حداقل های متافیزیک رو رعایت کن.*محبت کن به همه موجودات که این عالم برپایه عشق❤*گناه نکن.گناه،نظم تو رو بهم میریزه نظم درونتو،مولکولهای خونتو،70درصدآب تشکیل دهنده بدنت رو.گناه هرچند کوچک تو وضعتا در نسل تو و در این عالم اثر میگذره الی الابد تا زمانی که دنیا هست اثر گناه تو هم هست. دروغ، غیبت، تهمت، جدال

برچسب: نویسنده: مهران قنبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:39

صفحه بندی